جوان ۳۰ ساله ای که به همراه دیگر اعضای باند و به اتهام سرقت دوچرخه توسط نیروهای ورزیده کلانتری شفای مشهد به چنگ قانون افتاد؛ درباره سرگذشت خود توضیحاتی ارائه داد.

به گزارش مشرق ، واقعیت آن است که اعتیاد مرا به سوی سرقت کشاند تا بتوانم هزینه های اعتیادم را تامین کنم در حالی که در خانواده آبرومندی رشد کردم و....
این ها بخشی از اظهارات جوان ۳۰ ساله ای است که به همراه دیگر اعضای باند و به اتهام سرقت دوچرخه توسط نیروهای ورزیده کلانتری شفای مشهد به چنگ قانون افتاده است. این جوان معتاد و سابقه دار با بیان این که دوست داشتم روزی مهندس شوم، اما دوستانم مرا با مواد مخدر آشنا کردند، درباره سرگذشت خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری گفت: در یک خانواده آبرودار و اصیل در مشهد به دنیا آمدم. پدرم کارمند بانک بود و در میان مرم عزت و آبرویی داشت، به طوری که دیگر خواهران و برادرانم هر کدام از موقعیت اجتماعی خوبی برخوردار شدند و پدرم نیز همه تلاشش را برای سعادت و خوشبختی فرزندانش به کار می گرفت، اما در این میان، من که فرزند آخر خانواده و به قول معروف ته تغاری بودم بیشتر از خواهران و برادران دیگرم مورد توجه قرار می گرفتم، به طوری که هیچ کس به من کاری نداشت و من هر گونه که دلم می خواست رفتار می کردم. تا این که در دوران دبیرستان و به پیشنهاد یکی از دوستانم که مقداری تریاک به همراه داشت، پای بساط مواد مخدر نشستم. از آن روز به بعد گاهی در منزل یکی از دوستانمان جمع می شدیم و به بهانه درس خواندن، مواد مخدر مصرف می کردیم. از همان دوران نوجوانی دوست داشتم روزی مهندس شوم و دیگران مرا آقای مهندس صدا بزنند، به همین دلیل تلاش می کردم تا با بچه های درس خوان مدرسه ارتباط برقرار کنم، ولی وقتی لذت زودگذر مواد مخدر را چشیدم، به طرف دوستان خلافکارم سوق پیدا کردم. کار به جایی رسید که دیگر نمی توانستم حتی یک روز را بدون ...

هر کدام از تگ‌های فوق را که مناسب این خبر نمی‌دانید، بازدن x آن را حذف کنید. از همکاری شما سپاسگزاریم.
سرخط اخبار