ساعت24- همسر شهید مدافع حرم محمد بلباسی از دوستی اش با دختر حاج قاسم گفت و خاطره فردای شهادت سردار سلیمانی را روایت کرد.

محبوبه همسر شهید مدافع حرم محمد بلباسی زنی که از سال ۹۵ تا کنون ۴ فرزند به یادگار مانده همسرش را تنها بزرگ کرده. همسری که هنوزم که هنوز است خاک خان طومان سوریه را رها نکرده و پیکرش مفقود الاثر است.
وقتی از او خواستم مانند دیگر خانواده شهدای مدافع حرم اگر دیداری با حاج قاسم داشته را برایمان روایت کند. آهی از عمق جان می کشد و می گوید: «خواهرجان من جا ماندم. زینبم تب داشت و نتوانستم به دیدار این مرد بزرگ بروم. اما بعد از شهادتش مهمان خانه شان شدیم.» محبوبه خانم از دوستی اش با زینب دختر حاج قاسم می گوید و خاطره فردای شهادت را اینگونه روایت می کند:
جمله دختر «حاج قاسم» به همسر شهید مدافع حرم چه بود؟
این جهان پر است از ساعت ها و ثانیه های وهم آلود، ساعت ها و ثانیه هایی که تو فقط در آن معلقی و هیچ اراده ای در آن نداری. بعضی از ساعت ها و دقیقه ها و ثانیه ها از آن زمان های لعنتی است.
سرسخت و بی رحم! به در و دیوار هم بزنی نمی توانی درستش کنی. دلتنگ می شوی و احساس غربت می کنی بی آنکه دلیلش را بدانی. می خواهی بمیری، ولی نمی میری! ناخودآگاه اشکت سرازیر میشود زیر لب با خودت میگویی "خدا به خیر کنه"!
تلویزیون را که روشن کردم حسن بیدار شده بود، شبکه خبر از اصابت موشک آمریکایی به ماشین حاج قاسم و ابومهدی می گفت!
سوال های ممتد حسن و سکوت مطلق من...
نشستیم ونشستیم و تماشا کردیم، حرفی نبود، پیکرهای اربا اربا و مردمانی که بازهم کینه ی علی را داشتند!
به خودم آمدم یقه ای از اشک خیس شده. همه از انتقامی سخت صحبت می کردند. یاد دعای ندبه ی صبحم افتادم. دو روز گذشت (و شاید نگذشت! اصلا راستش را بخواهی بعد از مصیبت، زمان نمی گذرد، همان زمان لعنتی که ...

عناوین مهم خبری