معارف/ محسن فاطمی نژاد: در یک روایت خودگو، خودش را این گونه معرفی می کند:«من عبدالمجید دیانی تیلکی فرزند محمد هستم، جدم-ملا تقی تیلکی- از علمای نجف بود؛ عمویم نیز همین طور. پدرم معروف به ملامحمدتیلکی هرچند تحصیلات زیادی نداشت

اما علاقه مند بود خداوند به او پسری بدهد تا او را به حوزه بفرستد. مادرم نقل می کرد وقتی من به دنیا آمدم تا یک ساعت پدرم مشغول دعا شد -حدود یک ساعت در گوش من اذان و اقامه گفت و به دعا مشغول شد- و همه خواسته اش این بود که فرزندش خدمتگزار دین و قرآن شود؛ برود حوزه و به تعبیر همان روزها طلبه و عالِم بار بیاید».
عبدالمجید، زاده روستای تیلک چهاردانگه ساری، کودکی و عشقش به مذهب را از لطف دعای پدر می داند که فهم این مسئله نیز بعداً به او الهام شده است:«تمام فکر من در عبادت و نماز و مسجد و خواندن اشعار مذهبی بود. خداوند به ما الهام کرد این ها به لطف دعای پدر بوده که عشق حوزه به سرمان زده است. حالا -که این عشق رفتن به حوزه را پیدا کرده بودیم- پدری نداریم و مادرمان نیز هیچ قدرت و امکاناتی ندارد. گاو و گوسفند و به اصطلاح مال داشتیم ولی پولی در بساط نبود».
تابستان ها چوپانی می کردم، زمستان ها درس می خواندم
پس از مدتی وارد حوزه علمیه کوهستان در بهشهر شد تا از محضر آیت الله کوهستانی استفاده کند. خود مشقت های این مسیر را این گونه روایت می کند: «در مازندران کار و یک مقدار برای مردم چوپانی می کردیم و بعد پولش را گرفتیم و خدمت آیت الله کوهستانی رفتیم. اولین گام های علمی ما در محضر آیت الله کوهستانی -آن عالم فقیه عارف مورد عنایت- بود. از آنجا به ساری آمدیم و دو سالی زمستان ها درس خواندیم و تابستان ها کار کردیم. بعد از کار کردن آن سال در تابستان -و دو سال حضور در
حوزه علمیه ساری- به سوی امام رضا(ع) حرکت کردیم».
به من گفتند با طلبه داری، کار یک مرجع را انجام می دهی
سال 1339 و در 20 سالگی راهی مشهدالرضا می شود: «اول در همین مشهد به مدرسه ...

هر کدام از تگ‌های فوق را که مناسب این خبر نمی‌دانید، بازدن x آن را حذف کنید. از همکاری شما سپاسگزاریم.
سرخط اخبار