| گروه اجتماعی- مرضیه صاحبی |
«انسداد تدریجی روزنه های امید»، «جوانی از دست رفته» و غلبه «معاش بر دانش»؛ دهه شصتی ها را به ترجیح واقع گرایی افراطی واداشته است، آنان به عنوان تشکیل دهنده متورم ترین بخش از هرم جمعیتی، سرمایه ای هستند که حتی ارزشی فراتر از منابع طبیعی دارند اما بر اثر سیاست نادیده انگاری، به حاشیه رانده شدند و پیش بینی می شود با شتاب پیشرونده جمعیت سالمندان، دوران کهنسالی شان، مقدمه بحرانی بزرگتر باشد. متولدان این دهه، فراز و فرودهای بسیاری را در گذر سالها پشت سر نهاده اند، آنان در بیکاری و تجرد تا کمبود فضاهای آموزشی و در ماندن تاریخی پشت سد کنکور و هزار و یک مسئله خرد و کلان که در شمار محاسبات ما نیامده، نام آور و رکورددارند. گرچه بیکاری دلیل اصلی امتناع متولدان دهه شصت از ازدواج و دلیل اصلی امتناع آنان از فرزند آوری بوده اما محل بحث ما اتفاقات پیش گفته نیست بلکه بحرانی است که در سالیان بعد تحت عنوان دردسرهای عظیم سالمندی ظهور خواهد کرد. آنچه روایت شد، سرآغازی برای طرح این پرسش است که با افزایش پیشرونده جمعیت سالمندان و سرعت این تغییرات جمعیت شناختی چه اقدامی به منظور فراهم سازی مراقبت های بهداشتی درمانی برای سالمندان انجام شده و یا در شرایطی که نزدیک به ۳۰ درصد از سالمندان کشور تحت پوشش سازمان های حمایتگرند، چقدر سیاست های پیشگیرانه و درمانی به سوی حفظ و ارتقاء سطح سلامت و کیفیت زندگی جمعیت سالمندان معطوف شده؟ به قول «محسن سلمان نژاد»، رئیس اسبق دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور تحت هیچ شرایطی نمی توان وضعیت زندگی سالمندی در ایران و موقعیت مراکز نگهداری از سالمندان را حتی با ...

هر کدام از تگ‌های فوق را که مناسب این خبر نمی‌دانید، بازدن x آن را حذف کنید. از همکاری شما سپاسگزاریم.
سرخط اخبار