در ساعات پایانی شب در تهران می توان خیلی ها را یافت که برای امرار معاش خود، در سطل های زباله به جستجوی طلای کثیف می پردازند.

به گزارش خبرنگار حوزه شهری گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان ، نیمه شب بود در کوچه ها و خیابان های شهر، سایه روشنی به وجود آمده بود، بعضی چراغ های خیابان پر نور، بعضی خسته و کم نور و بعضی هم در حال استراحت و خاموش بودند. در حال قدم زدن در شهر بودم، همه جا تعطیل بود، چند مغازه ساندویچی و رستوران هنوز تعطیل نشده و مشغول تمیز کردن و نظافت بودند، هر از چند گاهی یک موتوری رد می شد و با صدای بلندش نمی گذاشت ساکنان محله به خواب بروند و استراحت کنند، گاهی هم یک خودرو عبور می کرد که با صدای آهنگش ما از بروزترین آهنگ ها با خبر می شدیم و از صدای بلندش خیلی ها را از خواب می پراند و بلندگو هایی داشت که صدایشان کفاف یک مجلس عروسی را می داد. بوی بدی مدام به مشامم می رسید که بعضی مواقع کم و بعضی مواقع زیاد احساس می شد.
خش خش جارو کشیدن پاکبان ها نیز نشان می داد که کم کم شروع به کار کرده اند، کامیون های حمل زباله هم مشغول به کار بودند و سر هر سطل آشغال توقف می کردند. دو نفر با لباس فسفری رنگ سریعاً از عقب کامیون ها پیاده می شدند و با عجله سطل ها را خالی می کردند، به محض توقف کامیون در خیابان های باریک و کم عرض ترافیک کوچکی ایجاد می شد. خودرو عقبی نیز باید علاوه بر تحمل بوی زباله ها همزمان با خودرو حمل زباله حرکت می کرد و با هر توقف خودرو زباله، او هم متوقف می شد و با به حرکت افتادن او حرکت می کرد.
همین طور که به قدم زدنم در خیابان ادامه دادم موضوع دیگری توجهم را جلب کرد. در آن سایه روشن کسانی را دیدم که لباس هایشان با رنگ و روی خیابان هماهنگ شده بود، همان قدر کثیف و دود گرفته، آن ها زباله گرد های شهر تهران هستند.
بیشتر بخوانید
...

سرخط اخبار