اتحادخبر-ساناز دانشگر: در یک صبح دلنشین پاییزی در حالی وارد بازار روز برازجان می شوم که خانم فروشنده ای که در اولین مغازه مشغول به کار است نظرم را جلب می کند. عمده فروشندگان بازار روز برازجان را مردها تشکیل می دهند و اغلب آن ها تره بار فروشی و خشکبار دارند؛ اما در این میان زنانی می بینم که مشغول به سبزی فروشی هستند. زنانی که...

اتحادخبر: در یک صبح دلنشین پاییزی در حالی وارد بازار روز برازجان می شوم که خانم فروشنده ای که در اولین مغازه مشغول به کار است نظرم را جلب می کند. عمده فروشندگان بازار روز برازجان را مردها تشکیل می دهند و اغلب آن ها تره بار فروشی و خشکبار دارند؛ اما در این میان زنانی می بینم که مشغول به سبزی فروشی هستند. زنانی که بجای دست روی دست گذاشتن همت کرده اند وخودشان کار می کنند.
کارکردن عار نیست
به اولین بانوی سبزی فروش که می رسم،علت کارکردن او را می پرسم که می گوید: دو فرزند دارم و بخاطر آن ها کار می کنم. الهی شکر از این شغل راضی هستم و گاهی همسرم به من کمک می کند اما عمده کارها بر دوش خودم است و از نظر من سبزی فروشی که در آن روزی حلالی به دست می آورم اصلا عار نیست.
همسران ازکار افتاده؛ زنان زحمتکش
همچنان که به حرف های بانوی مهربان و سخت کوشی که برای امرار معاش کار می کند به اواسط بازار روز می رسم. خانم هایی می بینم که سن و سالی از آن ها گذشته است و برایم کمی عجیب است که همچنان کار می کنند دوباره از سر کنجکاوی از آن ها می پرسم، با این سن و سال از کارکردن خسته نمی شوید و دلیل کارکردن آن ها را جویا می شوم: یکی از پیرزن ها به من می گوید: مخارج سنگین است. همسری دارم که زمین گیر شده و توان کار کردن ندارد. من نان آور خانواده هستم. دیگری می گوید: همسرم تصادف کرده و دیگر توان کارکردن ندارد مجبور هستم خودم کار کنم. اگر کار نکنم چه کسی مخارج خانواده را تامین کند.
زنان سختکوش، پا به پای مردان در بازار
با صحبت های آن زنان عمیق به فکر فرو می روم. شهامت می خواهد در این سن و سال آن هم در بازار روزی که اغلب آن ها مرد هستند ، در ...

هر کدام از تگ‌های فوق را که مناسب این خبر نمی‌دانید، بازدن x آن را حذف کنید. از همکاری شما سپاسگزاریم.
سرخط اخبار