با خانواده ستایش، ۲روز پیش از اعدام قاتل

دریافت خبر : چهار‌شنبه 26 مهر 1396 ساعت 13:51
با خانواده ستایش، ۲روز پیش از اعدام قاتل

سلامت نیوز : روایت از خانه ای است که هیچ ردی از ستایش در آن نیست؛ نه عکسی، نه ردی از خاطره ای، نه چیز دیگری؛ خانه ای که بعد از اتفاقی که برای ستایش افتاد، خالی و جابه جا شد؛ اما در خیرآباد ماندند.
به گزارش سلامت نیوز، خبرآنلاین در ادامه نوشت: «فردا مرا چو قصه فراموش می کنی» حکایت صفیه است؛ حکایت همسرش. حکایت نفیسه، منیراحمد، رحیمه، «ستایش» و الیاس. حکایت فراموشی خانواده ای که باز مانده بعد از تمام شدن دخترش؛ ستایش قریشی. اصلا مسئله ی بودن یا نبودن قریشی ها، گوش دادن به قصه دل است. به قصه دل هیچ کدامشان اما کسی گوش نکرده است مگر با قبول فرضیه فردا چو قصه فراموش کردنش.
قصه ای که شاید حوالی تابستان ۹۵ فراموش شده است؛ «یک سال و ۶ ماه من پیدا بودم و این در باز بود به امید اینکه یکی بیاد و بگه حالت چطوره؟ ولی آدم ها پیدا نبودن.» صفیه، مادر ستایش اما مانده است. مادری که در لحظه های آمدن و رفتن ماندگار شده است. انگار چیزی در روز و شب هایش پخش شده که نت دارد، موسیقی دارد، در هوا تاب بازی می کند، سر می خورد و از راه پوست جذب می شود. «ستایش رفت و دیگه نیومد؛ غمش موند برای ما ۵ تا و قرص هایی که از پس درد ما برنمیان.»
صفیه، نماد قدرت است. آدم رفتن ها را نگاه کردن. آدم به خداحافظی ها پاسخ گفتن. «تا روز دادگاه فکر می کردم ستایش تو دعوا سرش خورده به جایی و مرده؛ واقعیت رو به من نگفته بودن. روز دادگاه همه چی رو فهمیدم. از اون موقع بود که دیگه نتونستم بخوابم؛ یک ساله که سر به بالشت نذاشتم.»
صفیه مثال آه کشیده و بغض نترکیده است؛ جان است جواب تمام درددل هایش. «اعدام امیرحسین برای بقیه درس عبرت می شه. من باید جوابگوی ملت افغانستان باشم. شاید ...

اخبار پیشنهادی:
loading
  •   
  • به اشتراک گذاری :
  • facebook
  •  
  • twitter
  •  
  • کلوب
  •  
  • فیس نما
  •  
  • لینکیداین
  •  
  • googleplus
  •  
  • googleplus
  •  
  • telegram
اشتراک در خبرنامه تی نیوز

با عضویت در خبرنامه تی نیوز می توانید روزانه خبرهای روز را در ایمیل خود مشاهده کنید

@