بسم الله گفتیم و وارد بیمارستان شدیم، در آنجا به ما اعلام شد که ما باید شیفت شب را در خدمت بیماران باشیم، راستش را بخواهید در نگاه اول شوکه شدم اغلب بیماران پدربزرگ ها و مادربزرگ ها بودند و وضعیت جسمانی خوبی نداشتند.

به گزارش مشرق، لباس طلبگی را با تن پوش سفید رنگ درمان جابجا کرده و با همتی مثال زدنی وارد کارزار مبارزه با کرونا شده اند؛ برایشان فرقی نمی کند که چه کاری انجام دهند؛ یکی غذا دهان بیماران می گذارد، دیگری اتاق ها را نظافت می کند و برخی هم جسم رنجور بیمار کرونایی را شست وشو می دهند و ...
برای دیدن این جماعت جهادگر و نوع دوست به قم رفتیم. فکرش را هم نمی کردیم در بدو ورود به بیمارستان فرقانی قم که تا آن روز اخبار تلخی از آن شنیده بودیم با طلبه خوش مشرب و شوخ طبعی مواجه شویم، با راهنمایی او، وارد راهروهای شلوغ بیمارستان می شویم، رفت و آمد پرستاران و پزشکان در راهروها و اتاق بیماران توجه هرکسی را جلب می کند، اما بر خلاف همیشه اینبار شاهد حضور آخوندها در بیمارستان ها هستیم آخوندهایی که پا به پای پزشکان در جنب و جوش خدمت رسانی به بیماران هستند.
فکرش را هم نمی کردم روزی چنین قراری بگذاریم، از راهروهای باریکی که به کوچه پس کوچه هایی می مانند، می گذریم، راهرویی با کاشی های سفید که دو طرفش چند اتاق جای داده و به دری بزرگ و شیشه ای ختم می شود که رویش نوشته "ICU" ...
*همه طلبه های اینجا شاگرد ممتاز هستند
چند دقیقه ای از حضورمان نگذشته که «آقای حمید زارعی» با همان لباس طلبگی و البته ماسکی که صورتش را پوشانده به جمعمان اضافه می شود، از خوش و بش کردنش معلوم است که شیرازی است، تاکید دارد که با ماسک برایمان حال و هوای این روزهایش را برایمان بازگو کند اما با اصرار ما بدون ماسک مقابل دوربین می نشیند. از همان ابتدا صحبت را با شوخی و خنده شروع می کند، مشخص است که خاطرات جالبی را از این روزهای مقابله با کرونا در بیمارستان برایمان روایت ...

هر کدام از تگ‌های فوق را که مناسب این خبر نمی‌دانید، بازدن x آن را حذف کنید. از همکاری شما سپاسگزاریم.
سرخط اخبار