مصائب شیرین یک طلبه حامی حیوانات

دریافت خبر : دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 ساعت 0:9

صفحه اینستاگرامش، پر است از آدم های نیازمند، یکی کلیه لازم است و دیگری پول دوا و درمانش را ندارد. دختر بچه ای از درد دیالیز می گوید و پیرزن کرمانی از زیرزمینی پر از موش که محل زندگی اش است.در کنار این ها عکس و ویدئوهایی هم هست که نشان می دهد، آدمیزاد گاهی چقدر بی رحم می شود که به جان حیوانات می افتد و آزارشان می دهد.سگ ها در این بین بیشتر از بقیه حیوانات مورد ظلم قرار می گیرند.کمیل نظافتی، جوان طلبه اهل آمل است که چند سالی است، دست به کار شده و تلاش می کند با رفتار و گفتارش، انسانیت را پاس بدارد.او می گوید، آزاردهنده است که برخی به من می گویند«سگ باز» ! ما انسانیم و باید مراقب همنوعان، محیط زیست و دیگر آفریده های خداوند باشیم.نظافتی که یکی از کلیه هایش را به کودکی نیازمند کلیه اهدا کرده، چند ماه قبل به اهواز رفت تا پیگیر وضعیت سگی باشد که مرد جوانی او را آزار داده و فیلمش را در فضای مجازی منتشر کرده بود.با نظافتی که هشت ترم در حوزه درس خوانده و اکنون در دانشکده فرهنگ و هنر، کارگردانی می خواند، همصحبت شدیم تا برایمان از حال خوب و سبک زندگی بگوید که دنیا را جای بهتری می کند.

گاهی اتفاقاتی در زندگی ما رخ می دهد که دیگران باعث و بانی اش هستند شاید خودمان متوجه نشویم اما در انها خیریتی است، شما این جور تجربه ای داشته اید؟
وقتی در مسیر خدمتگزاری قدم می گذاری، ابتدا تنهایی، گاهی با تمام وجود دوست داری به دیگران کمک کنی اما توانش را نداری در این مواقع است که باید ایمانت را حفظ کنی و در مسیر بمانی.چند روزی بود برای درمان یک بیمار به هر دری می زدم به بن بست می خوردم، دیروز کلافه شده بودم اما امروز آقایی که اهل تسنن هم هست با من تماس گرفت و هزینه درمان را تقبل کرد.شاید گاهی جانمان به لب برسد اما جام آسایش هم به لب ما خواهد رسید !
در مسیر قرار گرفتن یعنی برنامه ریزی و هدف گذاری برای یک کار؟
قرآن می فرماید: هر کسی به اندازه وسع خودش به دیگران کمک کند.شاید یک نفر با مال خود این کار را بکند و دیگری با جانش و کس دیگر با آبرویش. مهم تر و سخت تر از همه گذشتن از آبروست!
منظورتان از آبرو، اعتباری است که آدم ها در زندگی کسب می کنند یا آبرو به معنای عام است؟
آبرو با اعتبار فرق دارد.گاهی آدمی برای کار خیری از اعتبار و کوپن خود خرج می کند. اما گاهی باید از آبرو به معنای عرف گذشت.یک بار برای نجات یک اعدامی به خانه مقتول رفتم اما انها با مشت و لگد مرا بیرون انداختند.بار دیگر به خانه آنها رفتم و در زدم و گفتم این بار آمده ام تا با بچه های مقتول بازی کنم و سر آنها را گرم کنم ! راهم دادند؛ چهار دست و پا راه رفتم، بچه ها را روی کولم نشاندم، برایشان صداهای خنده دار در می آوردم و... وقتی خانواده مقتول دیدند یک طلبه با لباس روحانیت ...

اخبار پیشنهادی:
  •   
  • به اشتراک گذاری :
  • facebook
  •  
  • twitter
  •  
  • کلوب
  •  
  • فیس نما
  •  
  • لینکیداین
  •  
  • googleplus
  •  
  • googleplus
  •  
  • telegram
اشتراک در خبرنامه تی نیوز

با عضویت در خبرنامه تی نیوز می توانید روزانه خبرهای روز را در ایمیل خود مشاهده کنید

@

آخرین اخبار عمومیبستن

مشاهده همه اخباراخبار عمومی ←

آخرین اخبار روزنامه جام جم بستن

  • در آرزوی یک هملت ایرانی ام!

  • «زندگی» خاک می خورد

  • مهمـــان تــوچـــال

  • 4 شاکی در پرونده ایرانشهر

  • عجیب اما واقعی

  • معمای کی روش و رونالدو

  • تربیت جنسی به جای آموزش

  • قوربـاغه آهو و دیگر هیچ!

  • تظاهرات تک نفره در قلب پاریس

  • دست در دست بچه های حلب

  • 3400 نقطه حادثه خیز در کمین رانندگان

  • مخالفت مجلس با لایحه تفکیک وزارتخانهها

مشاهده همه اخباراخبار روزنامه جام جم←