ایرنا نوشت: ماههای منتهی به انتخابات، فصل اظهارنظرهای سیاسی و البته برداشت های مختلف از این اظهارنظرها در تحلیل هاست و شاید از این روست که برخی با کنار هم چیدن قطعاتی از سخنان چهره های سیاسی اصلاح طلب مدعی وجود افتراق شدید و دو قطبی میان آنها می شوند که شاید تنها اختلاف نظری قابل حل باشد.

ناکامی در انتخابات مجلس یازدهم، دومینویی از اتفاقات را در جناح چپ سیاسی ایران آغاز کرد که به نظر می رسد همچنان ادامه خواهد داشت. مهمترین این اتفاقات را می توان شکافی دانست که میان برخی طیف ها و حزب های اصلاح طلب ایجاد شده است و هر زمان امیدها به ترمیم آن افزایش می یابد، شایعه ها و اظهارات آن را شدت بخشیده و عمیق تر می کنند. مهمترین این اختلافات در مقطع کنونی به اعتقاد برخی تحلیلگران به دلیل سازِناکوکی است که از سوی حزب کارگزاران سازندگی ایران شنیده می شود. واقعیت آن است که اظهارات شماری از چهره های عضو شورای مرکزی این حزب درباره انتخابات، رهبری جریان اصلاحات، آینده شورای عالی سیاست گذاری و دیگر دغدغه های اصلاح طلبان، گاهی چنان متناقض گفته و منتشر می شود که ضمن ایجاد سردرگمی موجب برخی سوء برداشت ها و تفسیرها از این اظهارات هم می شود.
چه کسی رهبر اصلاحات است؟ نامزد اصلاح طلب یا ائتلافی و نیابتی؟ شورای عالی سیاست گذاری جبهه اصلاح طلبان (شعسا) یا پارلمان اصلاحات؟ سه علامت سوال بزرگی است که هرگونه اظهارنظر درباره آنها به ویژه از سوی چهره های شاخص اصلاح طلب موجی از تفسیرها را با خود به همراه می آورد. با وجود این اختلافات اما همین چهره های برجسته همچنان به حضوری موثر با نامزدی واحد و مورد اجماع در سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری امیدوار هستند.
شعسا یا پارلمان، نیابتی یا اصیل؟
سازوکار انتخاباتی و اجماع بر سر نامزد حاضر در خرداد ۱۴۰۰، هم یکی از کانون هایی است که اصلاح طلبان همچنان درباره آن به نتیجه مشخص نرسیده اند و گرچه برای دوقطبی شدن فضا در اردوگاه آنها این موضوع کافی نیست اما نمی توان صورت مساله را پاک کرد. واقعیت آن ...

هر کدام از تگ‌های فوق را که مناسب این خبر نمی‌دانید، بازدن x آن را حذف کنید. از همکاری شما سپاسگزاریم.
سرخط اخبار