بن بست

دریافت خبر : سه‌شنبه 21 آذر 1396 ساعت 5:13

| شهاب نبوی | چندسال پیش افسردگی بهم غلبه کرده بود؛ یعنى جوری به پوچی رسیده بودم که فقط می نشستم گوشه اتاق و با سایه ام یه قل دو قل بازى می کردم. دلم می خواست گلاب به روتون براى مستراح رفتنم از اتاق بیرون نرم و زیرم لگن بذارم. دیگه این قدر پوچ و پوک شده بودم که وقتی با مشت می زدم توى سرم، صداى قوطی خالی می داد. آخر یه روز دیدم اینجوری نمی شه، بلند شدم رفتم پیش روانشناس. دلتون نخواد، روانشناس خانم خیلی برازنده ای بود. بهم گفت: چه کاری از دستم بر میاد؟ گفتم: من دیگه به آخر خط رسیدم. همه زندگیم شده این که بشینم گوشه اتاق و با خودم یه قل دو قل بازى کنم. تا اسم یه قل دو قل اومد از خوشحالی جیغی زد و گفت: «واى خداى من، منم عاشق یه قل دو قلم.» شما تا مرحله چند رفتی؟ گفتم: تا تهش. بعد هم اومد، وسط اتاق نشستیم و تا پاسی از شب یه قل دو قل بازى کردیم. بعد از چند وقت هم با هم ازدواج کردیم. الان سال هاست که داریم با هم بازی می کنیم. می خوام بگم هر چقدر هم فکر کنید تباه و بی مصرفید، آخرش یکی پیدا میشه که همون جوری دوست تون داشته باشه.

اخبار پیشنهادی:
    •   
    • به اشتراک گذاری :
    • facebook
    •  
    • twitter
    •  
    • کلوب
    •  
    • افسران
    •  
    • فیس نما
    •  
    • لینکیداین
    •  
    • googleplus
    •  
    • googleplus
    •  
    • telegram
    اشتراک در خبرنامه تی نیوز

    با عضویت در خبرنامه تی نیوز می توانید روزانه خبرهای روز را در ایمیل خود مشاهده کنید

    @

    آخرین اخبار عمومیبستن

    مشاهده همه اخباراخبار عمومی ←

    آخرین اخبار روزنامه شهروند بستن

    • تقویم تاریخ

    • این شرح بی نهایت

    • قاب کوچک

    • «نوشتا»ی سی و سوم منتشر شد

    • فولاد آبدیده

    • بیا تا برایت قصه کنم

    • ما و سرزمین ما را چه شده!؟

    • فوکوس

    • شناسنامه

    • تماشاخانه

    • بی انضباطی مالی برادر زن صدام در شهرداریتهران!

    • وقوع سیل و زلزله و آتش سوزی در عربستان سعودی!

    مشاهده همه اخباراخبار روزنامه شهروند←