پسر جوان مشهدی پس از اینکه راز قتل هولناک نامادری مسن خود را لو داد دستگیر شد و به دام قانون افتاد.

به گزارش رکنا، ساعت ۵:۰۰ بامداد روز دوشنبه را نشان می داد. هوا روشن شده بود و زمین از نرمه های برف کمی خیس بود. آن موقع صبح نه کسی داخل کوچه می رفت و نه کسی می آمد. برخلاف این سکوت زمستانی، داخل یکی از خانه های خیابان حر مشهد اتفاقی مرموز در حال شکل گرفتن بود.
زنی میان سال غافل از حضور فردی ناشناس داخل خانه اش در خواب بود که ناگهان خوردن ضربه ای محکم به صورتش او را از خواب پراند. دنیا پیش چشمانش تیره و تار شد. زن در میان دستان قوی فردی ناشناس دست و پا می زد تا از چنگال مرگ بگریزد.
صدای جیغ های او برای کمک خواهی از در و همسایه در میان بالشتی که روی دهان و بینی اش فشار داده می شد، گم بود و تنها نمایی از دست و پازدنش در قاب این تصویر خشن نقش بسته بود. رمق از جانش رفته بود و رنگ صورتش هم به کبودی می زد. حرکات دست و پا زدنش هم کُند شده بود و تلاش های آخرش را می کرد تا شاید بتواند از این مهلکه جان به در ببرد.
سکوت به خانه کوچک زن بازگشت و کار او یک سره شد. دیگر خبری از جنب و جوشش نبود و بدنش سرد شده بود. هیچ واکنشی به ضربات قاتل نشان نمی داد و میان رختخواب جان داده بود. قاتل که به مقصودش رسیده بود و کار زن را تمام کرده بود بدون هیچ سر و صدایی محل جنایت را ترک کرد.
ساعت حوالی ۶:۰۰ صبح بود که پسر ناتنی متوفی درِ خانه چند نفر از همسایگان را زد و از قتل نامادری اش خبر داد. خیلی زود خبر قتل زن همسایه مثل بمب صدا کرد و دهان به دهان بین اهالی محل پیچید. شوهر مقتول هم که برای نماز صبح خانه را ترک کرده بود از راه رسید و با همسایگانش که همگی مقابل خانه او جمع شده بودند، روبه رو شد.
پسرک با دیدن پدر خود به سراغ او رفت و خبر قتل نامادری اش ...

هر کدام از تگ‌های فوق را که مناسب این خبر نمی‌دانید، بازدن x آن را حذف کنید. از همکاری شما سپاسگزاریم.
سرخط اخبار