یک دانه و صد یاقوت!

لوگوی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران . سه شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۹ - ساعت ۱۵:۷
گروه اجتماعی - خراسان رضوی - امروز همان دیروز است و ما همان آدم های دیروز، شکل زندگی مان عوض شده اما فطرت و انسانیت و معرفت، همیشه یک رنگ و رو و حال و هوا دارد.

عطر گل یاس حیاط ما، درخت کاج آن سوتر، دیوار کاه گلی و اسپنددانه های روی آتش چه حس و حالی داشتند. سجاده مادر بزرگ، صوت دلنشین راز و نیاز پدر بزرگ، آهنگ ترانه مادرهای سحرخیز که آفتاب نزده حیاط خانه را آب و جارو می کردند؛ بعد هم آتشی بر می افروختند و مشتی اسپند روی آن می ریختند و دلی می خواندند:
اسپند دانه دانه، اسپند سی و سه دانه، قوم و خویش و بیگانه، بترکه چشم حسود و ...
 برای ما زندگی را زیبا، دلنشین و دلچسب تفسیر می کرد.
بوی آبگوشت های روی اجاق، طعم خاصی به ذائقه ما می داد و خانه ها پر بود از خوراکی های خوشمزه و طبیعی، توت و برگه خشک زردآلو، لواشک و قره و قوروت های ترش، کشمش و سمنو و ... .
رسم بود در خانه شیر گاو مایه می زدند و ماست می گرفتند، نزدیک نوروز، خانه ها حسابی تمیز و تکانده می شد و خیلی از مادرها و مادربزرگ ها شیرینی های خانگی می پختند.
 خانه ها مهمان خانه داشت و آدم ها کوچک و بزرگ بودند. بچه ها، بزرگی و وقار و جبروت بزرگترها را می دیدند و بزرگی در کلام و رفتار پدرها و مادرها و پدربزرگ ها و مادربزرگ ها و ... دیده می شد.
 روزی چند بار بزرگ ترهای خانه، چهار قل می خواندند و به همدیگر اطمینان می دادند دعای خیر پشت سرشان است.
 همه اینها یک طرف، قشنگی های افطاری و سحری های ماه رمضان چه رنگ و بوی زیبایی به آدم ها و خانه ها و محله ها می داد.
کمتر بوی کباب، بی پروا از خانه ای بلند می شد و مادرها رسم شان بود اگر غذایی درست می کردند به خصوص ماه رمضان، یک ظرف به نیت خیر و ثواب به خانه همسایه می دادند.
عروسی ها هم عروسی بودند و در عزاداری ها، پشت کسی خالی نمی ماند.
در همه حال، دانه های اسپند یکی یکی روی آتش می ترکیدند تا ...

هر کدام از تگ‌های فوق را که مناسب این خبر نمی‌دانید، بازدن x آن را حذف کنید. از همکاری شما سپاسگزاریم.
سرخط اخبار
پنبه زن
پنبه زن
لوگوی شبکه خبر شبکه خبر .