شاعران دل و دماغ سوخته!

مشرق نیوز پنج شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۳:۵۷
راه همه اشعار عاشقانه به نازکشیدن ختم نمی شود؛ شاعرانی هستند که بعد از مدتی از وصف قد و قامت و خال هندوی یار گفتن و نازش را کشیدن خسته شدند و از معشوق روی برگرداندند.

به گزارش مشرق،  راه همه اشعار عاشقانه به نازکشیدن ختم نمی شود؛ شاعرانی هستند که بعد از مدتی از وصف قد و قامت و خال هندوی یار گفتن و نازش را کشیدن خسته شدند؛ از معشوق روی برگرداندند و با ادبیاتی که دیگر رنگ و بویی از عشق نداشت، به جای ستایش یار، او را سرزنش کردند و خود اهل ناز کردن شدند.
شیوه ای که از زمان محتشم کاشانی تا به امروز، ادامه دار شده است و حتی رد پای آن را می توان در شکل دیگری، در ترانه های امروزی دید. در ادامه مطلب، از این مکتب و شاعرانش بیشتر خواهیم گفت.
مکتب شاعران «بی ناز»
روشی که شاعران در آن به جای نازکشیدن، به روی برگرداندن از یار و گله از او می پردازند، در ادبیات صاحب مکتبی است به نام «واسوخت». در تاریخ ادبیات، همواره عاشق و معشوق، قهرمان غزل ها بوده اند و در آن، عاشق ناز معشوق را می کشیده است.
بعد از شکل گرفتن مکتب «واسوخت»، روند این رفتار، الگوی دیگری پیدا کرد و در پی آن، یک سنت ادبی نو شکل گرفت که در آن، روابط عاشق و معشوق تغییر کرد؛ بر طبق این مکتب، عاشق از معشوق روی گردان و گله مند می شد. سبک سرایش شعر در این مکتب، چیزی بین سبک عراقی و هندی است. «واسوخت» در این مکتب، به معنای نسوختن از عشق است.
جالب این که برخی معتقدند تعدادی از ترانه های سبک رپ، با مضمون شکایت از یار، به نوعی دنباله روی امروزی مکتب «واسوخت» محسوب می شود، با این تفاوت که شاعران گذشته، با لحن مودبانه به این گله گذاری می پرداختند و ترانه سرایان امروزی، با درشتی و گستاخی بسیار زیاد.
اشعار کلاسیک این مکتب، در میان خواننده ها هم، طرفداران خودش را دارد و معروف ترین آن، قطعه «رمیدیم»، با صدای محسن چاوشی است که وحشی بافقی در آن، می ...

هر کدام از تگ‌های فوق را که مناسب این خبر نمی‌دانید، بازدن x آن را حذف کنید. از همکاری شما سپاسگزاریم.
سرخط اخبار