ننه اصغر در آرزوی دیدار با رهبری روزگار می گذراند

دریافت خبر : شنبه 25 آذر 1396 ساعت 21:5
ننه اصغر در آرزوی دیدار با رهبری روزگار می گذراند

«نامه ای نوشتم و درخواست کردم که در یک فرصت، حضرت آقا را ببینم. مدت هاست که چشم انتظار هستم تا خبر بدهند چه روزی می توان رهبر را از نزدیک ببینم.»
خبرنگار خبرگزاری دفاع مقدس، نوشت: چندی پیش وقتی وارد خانه مادر شهیدان صادقی شدیم، گویا در تاریخ سفر کرده ایم. چیدمان ساده منزل ما را به سال های دور برد. روزهایی که خانه ها طاقچه داشتند و قرآن و آینه روی آن رخ نشان می داد. پیرزن در حالی که با چادر صورتش را پوشانده به سمت ما می آید و با همان لهجه شیرین ترکی از ما استقبال می کند.
با دعوت مادر شهیدان «ناصر و اصغر صادقی» وارد یکی از اتاق های خانه شدیم. کنسول قدیمی که روی آن قاب های عکس زیادی خودنمایی می کرد. نگاهم به عکس ها قفل بود که مادر شهید گفت: «خدا هفت امانت را به من داد و چهار تای آن ها را پس گرفت. حالا دو دختر و یک پسر برای روزهای پیری ام مانده است.»
مادر شهید از اتاق خارج شد. یک به یک عکس ها را از نظر گذراندم. در همین حین، مادر شهیدان صادقی با ظرفی از میوه وارد اتاق شد و گفت: «میوه ها را از حقوق شهید خریدار کردم. حلال است، بخورید.»
دقایقی با شوخی و خنده گذشت تا اینکه گفتگو را با معرفی فرزندان شهیدش آغاز کردیم. وی گفت: «باور نمی کنم که لیاقت مادری شهدا را داشته باشم. ناصر پسر بزرگم ارتشی بود که در هیاهوی انقلاب توسط رژیم پهلوی به شهادت رسید. خدا را شکر می کنم که پیکرش را تحویلم دادند. پیکر ناصر و دیگر فرزندانم را خودم داخل قبر قرار دادم.»
مادر شهیدان صادقی در خصوص فرزند دیگرش اصغر عنوان کرد: «روزی از راه آهن زنگ زد و گفت: «ننه! کتونی مرا به راه آهن 
بیاور.» به سرعت خودم را به راه آهن رساندم. اصغر دست به گردنم انداخت و بوسم ...

اخبار پیشنهادی:
loading
  •   
  • به اشتراک گذاری :
  • facebook
  •  
  • twitter
  •  
  • کلوب
  •  
  • فیس نما
  •  
  • لینکیداین
  •  
  • googleplus
  •  
  • googleplus
  •  
  • telegram

آخرین اخبار عمومی

آخرین اخبار روزنامه رسالت

اشتراک در خبرنامه تی نیوز

با عضویت در خبرنامه تی نیوز می توانید روزانه خبرهای روز را در ایمیل خود مشاهده کنید

@