پدرم اگرچه بسیار تردید داشت و نمی توانست به این گونه خرید ها اطمینان یابد، اما وقتی چشمان اشک بار مرا دید، همه سرمایه اش را به حساب بانکی من واریز کرد و من هم با ارسال فهرست کامل جهیزیه ام، وجه را به فروشنده اینترنتی پرداخت کردم. این بار هر روزی که سپری می شد اضطراب بیشتری پیدا می کردم چرا که ده ها میلیون تومان دارایی و وام پدرم را به حساب بانکی کسی ریخته بودم که هیچ سند و مدرکی از او نداشتم.

آن قدر در رسانه ها و به ویژه صفحات حوادث روزنامه ها داستان های قربانیان خرید های اینترنتی را خوانده بودم که کاملا موارد امنیتی را رعایت می کردم، اما چنان فریب شیادان کمین کرده در فضای مجازی را خوردم که نه تنها سرمایه و پس انداز پدرم را از دست دادم بلکه ...
به گزارش خراسان، این ها بخشی از اظهارات دختر ۲۰ ساله ای است که برای شناسایی و دستگیری یک کلاهبردار اینترنتی دست به دامان پلیس شد. او که مدعی بود پول خرید جهیزیه اش توسط شیادان فضای مجازی به یغما رفته است، در حالی که از شدت نگرانی و اضطراب آرام و قرار نداشت، اشک ریزان به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری قاسم آباد مشهد گفت: هنوز یک ماه بیشتر از برگزاری جشن عروسی خواهر بزرگم نگذشته بود که «مجید» به خواستگاری ام آمد.
من هم که به تازگی تحصیلاتم را در مقطع دبیرستان به پایان رسانده بودم، به خواستگاری اش پاسخ مثبت دادم چرا که پدرم کاملا مجید و خانواده اش را می شناخت و می دانست او جوانی با ایمان و اهل کار و زندگی است. به همین دلیل بلافاصله قول و قرار ها گذاشته شد و من و مجید در حالی پای سفره عقد نشستیم که پدر بازنشسته ام اقساط خرید جهیزیه خواهرم را می پرداخت.
خلاصه، دوران شیرین نامزدی من و مجید در شرایطی آغاز شد که دغدغه تامین جهیزیه به یک معضل روحی برایم تبدیل شده بود و به شدت آزارم می داد. به خوبی می دانستم پدرم بدون آن که به روی خودش بیاورد در وضعیت اقتصادی سختی قرار دارد و حقوق بازنشستگی اش کفاف هزینه های سنگین زندگی را نمی دهد. اما از سوی دیگر من هم باید به خانه بخت می رفتم و جهیزیه ام را آماده می کردم چرا که در همین مدت کوتاهی که از برگزاری مراسم عقدکنان می گذشت متوجه شدم ...

هر کدام از تگ‌های فوق را که مناسب این خبر نمی‌دانید، بازدن x آن را حذف کنید. از همکاری شما سپاسگزاریم.
عناوین مهم خبری