امید مافی روزنامه نگار

دریافت خبر : چهار‌شنبه 27 دی 1396 ساعت 15:8

پاره های سوگ این ملت تمام نمی شوند،زیرا در این سرزمین نه دریانوردان به خانه بر می گردند و نه آتش نشانان طلسم جاده های نبودن را می شکنند.
چند روز که بگذرد شاید جماعتی اندک فراموش کنند، سانچی چگونه به سفینه مرگ بدل شد و در تصویر سکوت های آبی زلال،تلاطم دریا و زوال و نیستی را در قاب ها نشاند.توده اما از یاد نمی برد این رنج پردوام را و عبوس ترین مرثیه ها در پستوی چشمانش پرطنین اند تا ازل.تا واپسین زمستان گیتی.
دریانوردان دل به خاموشی دریا سپردند و در حالیکه پرندگان بر پاره های سوخته وجودشان بوسه می زدند،مسافر کشتی مرگ لقب گرفتند تا کمی دورتر، ته مانده تبسم های زنی که امیدوار به بازگشت مردش بود به سرچشمه آب شور بدل گردد و اشک رازی شود نشسته بر روسری سیاه و رخت مشکی خسته جانانی که با پایان سانچی در ساحل غرق شدند.بی هیچ خیزابه و
هیاهوی کر کننده ای.حالا باید تابوت هایشان را کمی سنگین کرد تا مادرانشان در فاصله عذاب و حسرت،سراغ جسدهای شیشه ای را در خیال نگیرند و قلب های حریق گرفته شان به گوشه های آسمان دریای نفرین شده خاور، پرتاب نگردد.حالا باید برای بدن های سوخته ای که در ژرفنای حادثه کمی آرام گرفته اند، ناب ترین غزل ها را خواند.اصلا باید سربازان وطن را روی گرده ملت به سوی بهشت رهنمون کرد ...
تا زبانمان لال مام میهن در حسرت فرزندانش،بیش از این شعله ور نشود و در این هنگامه سوزان، غرق در مویه هایش نگردد.
نه،عادت نمی کنیم.ما برای آنکه برق نگاه ایران روشن بماند،وفادار به داغ هایمان می مانیم و با یاد آن ها که سوختند و افلاکی شدند پیر می شویم.بگذار جام مثلا جم، مردگان عزیز این زمستان را کمتر در دریچه اش قرار دهد.بگذار تصویر سپیدارهای ...

اخبار پیشنهادی:
loading
  •   
  • به اشتراک گذاری :
  • facebook
  •  
  • twitter
  •  
  • کلوب
  •  
  • فیس نما
  •  
  • لینکیداین
  •  
  • googleplus
  •  
  • googleplus
  •  
  • telegram
اشتراک در خبرنامه تی نیوز

با عضویت در خبرنامه تی نیوز می توانید روزانه خبرهای روز را در ایمیل خود مشاهده کنید

@