برگی از تاریخ یک مقاومت

دریافت خبر : یکشنبه 27 اسفند 1396 ساعت 11:26
برگی از تاریخ یک مقاومت

تا برسم پیش طاهر شب شده بود، طاهر گفت تو حالت خوب نیست برو بهداری، دوباره به طاهر هم سپردم که جنازه بچه ها آنجا زیر خاک مدفون شده است.

اسماعیل ملهونی متولد سال ۱۳۴۲ بود و بارها در جبهه های جنگ حضور یافت و چند بار مجروح شد. وی از مداحان دوران دفاع مقدس بود که با صدای گرم خود شور ایثار و شهادت طلبی را در رزمندگان اسلام زنده نگه می داشت.
اسماعیل ملهونی در جرگه جانبازان شیمیایی جنگ تحمیلی نیز قرار داشت. وی هفتم اردیبهشت ماه و آبان ماه سال ۶۲ و اردیبهشت ۶۳ به درجه جانبازی نائل آمد و سرانجام ۲۶ دی ماه ۱۳۹۴ به جمع یاران شهیدش پیوست.
خاطره زیر مربوط به عملیات خیبر در سال ۶۲ است که زنده یاد اسماعیل ملهونی روایت گر آن بوده است:
شب به همراه گردان ها حرکت کردیم. البته قبل از ما گردان ولی عصر (عج) و امام حسین (ع) در مرحله اول عمل کرده بودند. من در سازماندهی مجدد گردان نیروی تبلیغات بودم.من و رحیم بیات سوار کمپرسی های غنیمتی شدیم و کنار دژ مرکزی آمدیم. از آنجا با قایق ها به اسکله شهید بقایی حرکت کردیم. اسحه و مهمات به نیروها داده شد و دوباره سوار کمپرسی شدیم.
راننده چراغ خاموش با سرعت تمام می رفت و یک دفعه ترمز می گرفت. همه به روی هم می افتادند. پس از کلی راه رفتن فهمیدیم مسیر را اشتباه رفته ایم. درست سمت عراقی ها رفته بودیم. دو تا گلوله آرپی جی به دو متری کمپرسی اصابت کرد و منفجر شد. دو نفر از بچه ها زخمی شدند، از کمپرسی پایین پریدیم. همه خیلی خسته و داغون بودیم. نمی دانستیم کجا هستیم!. فرمانده گردان و گروهان را گم کرده بودیم. سرگَردان می گشتیم،تا اینکه حبیب گوزلیان را دیدیم. زخمی شده بود.
او مسئول دسته بود. با رحیم بیات وارد ...

اخبار پیشنهادی:
loading
  •   
  • به اشتراک گذاری :
  • facebook
  •  
  • twitter
  •  
  • کلوب
  •  
  • فیس نما
  •  
  • لینکیداین
  •  
  • googleplus
  •  
  • googleplus
  •  
  • telegram
اشتراک در خبرنامه تی نیوز

با عضویت در خبرنامه تی نیوز می توانید روزانه خبرهای روز را در ایمیل خود مشاهده کنید

@