آی اسپورت - قبل از هر چیز این بخش از مصاحبه نیکبخت واحدی را بخوانید: «روز اولی که من به پرسپولیس پیوستم، شاید یک سنگ بزرگ برای پرسپولیس گذاشتم. چون آن زمان یک بازیکن تاپ بودم و من را می خواستند. استقلال هم مرا نمی خواست. یک روز مانده به نقل و انتقالات به من گفتند که تو را نمی خواهیم. همین که من از در باشگاه استقلال بیرون آمدم تلفنم زنگ خورد. آقای محسنی، مدیر برنامه های آقای آری هان بود که به من زنگ زده بود. گفت که آقای آری هان به تو نظر دارد و من همان روز به باشگاه پرسپولیس رفتم و قرارداد بستم. فردای آن روز از ترس اینکه با پرسپولیس قرارداد بستم، یک هفته از تهران خارج شدم و به کیش رفتم و تنها اخبار را می خواندم. جرات نداشتم که بیرون بروم. آن زمان معمول بود که یک قرارداد می بستی و پس از آن با یک تیم دیگر به توافق می رسیدی اما بعد که گذشت، فهمیدم قضیه جدی است و راه برگشتی وجود ندارد.» در همان یکی دو خط اول معلوم است که استاد نیکبخت چون دقیقا می دانسته که با رفتن به پرسپولیس، دارد چه کاری انجام می دهد سنگ بزرگ برای این تیم گذاشته! حتی می دانسته کارش چقدر غیرمتعارف و نامعمول بوده که ترجیح داده از ترسش به کیش برود و یک هفته خودش را پنهان کند. حالا باید از او پرسید پس چرا بعد از مدتی تازه فهمیدی قضیه جدی است؟ اصلا با خودت چندچندی استاد؟ او در ادامه همین مصاحبه گفته: «من ذاتا استقلالی هستم. من در سال 85 نتوانستم تصمیم خود را جمع کنم و باید قبول می کردم. من ایستادم و دیدید که عرق خود را به استقلال نشان دادم و برگشتم.» او چند ماه پیش هم گفته بود: «خون ما آبی است اما بعضی اوقات شرایطی پیش می آید که باید تیم تان را عوض کنید. آن سه ...

هر کدام از تگ‌های فوق را که مناسب این خبر نمی‌دانید، بازدن x آن را حذف کنید. از همکاری شما سپاسگزاریم.
عناوین مهم خبری