خرم آباد - ایرنا - گویند کشاورزی در روستایی زندگی می کرد از قضای روزگار خِرمن کشاورز در کنار بیشه ای پر از دار و درخت و درختان مزین به جمعیت کثیری از گنجشک و بلبل و قناری بودند.

کشاورز زحمتکش محصول خود را به خرمن آورد و قبه ای از گندم های آماده آسیاب را در خرمن گرد آورد.
گنجشک ها همگی به قبه گندم حمله ور شدند و کشاورز همانگونه که مشغول کارش بود تکانی خورد و گفت: کیش!
گنجشک ها نگاه همدیگر کردند و بدون توجه به صدا، باز مشغول خوردن گندم ها شدند.
پس از مدتی دوباره کشاورز با عصبانیت از جای برخاست، دو دست خود را محکم بالا برد و با صدای خشن گفت: کیش کیش!!!
این بار گنجشکها کمی ترسیدند ،
به همدیگر خیره شدند ، این یکی از آن یکی پرسید با تو بود؟،
آن یکی گفت خیر، با من نبود با او بود!
دیگری گفت ، با من نبود با آن بود.
و دوباره بدون توجه به کشاورز شروع به خوردن گندم ها کردند.
پس از ساعتی کشاورز عصبانی شد و سنگی برداشت به سمت قبه گندم پرت کرد ، سنگ به یکی از گنجشک ها خورد و در حالی که خون آلود بود نقش زمین شد و مرد.
این بار گنجشک ها همه نگاه به سمت گنجشک مرده کردند و با اشاره بهم گفتند: فهمیدیم آن گنجشکی که روی زمین افتاده است "کیش" بود.
و کشاورز در هر مرحله با سنگ گنجشکی را بکشت و گنجشکان هر مرحله رفیق مرده خود را مخاطب پیام می دانستند.
تا اینکه یکی پس از دیگری کشته شدند.
حکایت آن گنجشکها و آن کشاورز حکایت برخی از ما ایرانیان است و اخطارهای مسوولین و پزشکان.
براستی نمیدانم چرا ما خطر مردن و کرونا گرفتن را از خود رد می کنیم و این اخطارها را برای دیگران می دانیم؟
آیا این همه تذکر و اخطار مسوولین که ای ملت در خانه بمانید خطر در کمین است ، فقط برای آن بیمار کرونایی بوده؟ آیا این اخطارها و تذکرات برای من و شما نیست؟
بله قرار نیست همه ما مبتلای به ویروس کرونا بشویم اما این ویروس در کمین همه است، خطر ...

هر کدام از تگ‌های فوق را که مناسب این خبر نمی‌دانید، بازدن x آن را حذف کنید. از همکاری شما سپاسگزاریم.
سرخط اخبار