در این گزارش علاوه بر این که پای خاطرات آدم ها درباره آبلیموگیری نشسته ایم، به بازار لیموترش و قیمت ها هم نگاهی داشته ایم. اما لازم است بدانید که به علت کمبود جا خاطرات آدم ها محدود شده است.

به گزارش ایسنا، روزنامه دنیای اقتصاد نوشت: «از شیراز و جهرم و چند شهر دیگری که لیموترش هایشان زبانزد همه است، می گذریم چون بارها روایت هایشان را خوانده اید. در این گزارش سراغ محله هایی از شهر تهران رفته ایم تا ببینیم وضعیت لیموترش در فصل آبلیموگیری به چه شکل است؟ آیا زندگی شهری روی آدم ها تاثیر گذاشته است و آنها را وادار به این کرده که قید خاطرات کودکی و محصول با کیفیت را بزنند و به خرید شیشه های آبلیموی شرکتی روی بیاورند یا نه، هنوز هم در هیاهوی شهر و گذر تند دقیقه ها، هستند آدم هایی که نمی خواهند از حس نوستالژیک دوره کودکی دور شوند و در عین حال می خواهند محصول باکیفیتی سر سفره شان داشته باشند؟
در این گزارش علاوه بر این که پای خاطرات آدم ها درباره آبلیموگیری نشسته ایم، به بازار لیموترش و قیمت ها هم نگاهی داشته ایم. اما لازم است بدانید که به علت کمبود جا خاطرات آدم ها محدود شده است.
نوستالژی کمرنگ دوران کودکی
وقتی موضوع صحبتمان را می فهمد، نگاهش شاد و هیجان انگیز می شود. در صحبت هایش مدام از کلمه «می دونی» استفاده می کند و اگر ماشین زمانی بود حتما دست من را هم می گرفت و به گذشته اش می برد. می گوید: «حیاط خانه پدربزرگم کم از حیاط خانه سریال پدرسالار نداشت. می دونی که کدوم سریال رو میگم؟» منتظر جواب من نمی ماند و تعریف می کند که «دور تا دور حیاط خانه پدربزرگش پر از اتاق بود و حیاطی که دورش پر شده بود از گلدان.» چون خریدهایش از میوه فروشی روی دستانش سنگینی می کرد، پیشنهاد دادم چند دقیقه ای در ایستگاه اتوبوس بنشینیم. نگاهش به گذر ماشین ها از خیابان خیره شده است. تعریف می کند: «تابستان که می شد و می فهمیدیم عموها رفته ...

هر کدام از تگ‌های فوق را که مناسب این خبر نمی‌دانید، بازدن x آن را حذف کنید. از همکاری شما سپاسگزاریم.
سرخط اخبار