جنگ اتفاق خوبی نیست، جنگ ویرانی است، جنگزدگی است، ترس است، خشونت و تباهی است. اما اگر ناچار شدی باید دفاع کنی، بگذار فقط آنها بجنگند و تو فقط دفاع کن، از جان و ناموس و چهار گوشه وطن. امروز که برای مرور خاطرات به موزه دفاع مقدس خرمشهر رفتم باز هم با خودم گفتم کاش جنگی نبود که برایش موزه بسازیم، وقتی وارد موزه دفاع مقدس خرمشهر می شوی به یکباره همه عالم را فراموش می کنی و در کانال های و خاکریزها گم می شوی، سرت را پایین می گیری و پاورچین پاورچین راه می روی با صدای هر خمپاری روی زمین دراز می کشی و با زخمی شدن هر رزمنده همچون امدادگری به کمکش می روی، خمپاره ها اما امان نمی دهند و تو فقط در حال بی سیم زدن هستی، حاجی پس چی شد؟ بچه ها دارن تلف می شن... و بچه ها یک به یک جانانه می جنگند و می جنگند در نبردی نا برابر. از دور صدایی می شنوم که می خواند... ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته خون یارانت پرثمر گشته... . ۵۷۶ روز سخت و طاقت فرسا، ۵۷۶ روز خمسه خمسه، خمپاره و آرپی جی و شهادت جهان آراها و بالاخر خرمشهر، خونین شهر آزاد شد و خرمشهر را خدا آزاد کرد.
هر کدام از تگ‌های فوق را که مناسب این خبر نمی‌دانید، بازدن x آن را حذف کنید. از همکاری شما سپاسگزاریم.
سرخط اخبار