بن بست

دریافت خبر : سه‌شنبه 11 مهر 1396 ساعت 3:24

| شهاب نبوی | چندسال پیش رفتم توی خونه آب بخورم و برگردم سر کوچه، مزاحمت و اینا برای مردم ایجاد کنم؛ که دیدم یه دختر خانمی بغل مامانم توی خونه نشسته. بهش گفتم: «مامان این کیه؟» گفت: «خاک بر سر علافت کنم، مفت خورِ بی کارِ دزدِ عملی؛ با بابات رفتیم مسافرت، گفتیم دست خالی برنگردیم؛ یه زنم برای تو گرفتیم بلکه آدم شی .» گفتم: «دست شما درد نکنه. ایشالا تو شادیاتون جبران کنم.» خلاصه من بعدش آدم که نشدم هیچ، بر شدت حیوانیتم هم افزوده شد و زدم تو کار اعمال خیلی ددمنشانه. بعدش یه بار که از زندان برگشتم خونه دیدم، یه بچه بغل زنمه، گفتم: «این کیه؟» زنم گفت: «خاک بر سر ددمنشت بکنم، این بچه ته. گفتم برات یه بچه بیارم بلکه آدم شی .» متاسفانه یه دونه بچه نتونست منو آدم کنه. دیگه زنم تا چشم منو دور می دید، هی بچه می زایید تا من بالاخره آدم شم. اما آدم که نشدم هیچ، الان جای این که تنهایی خلاف کنم، با زن و بچه هام یه باند تر و تمیز درست کردیم و خداروشکر راضی هستیم. می خوام بگم، آدم اگه آدم نباشه، با زن گرفتن و بچه دارشدن که درست نمی شه هیچ، اونارو هم مثل خودش بدبخت می کنه...

اخبار پیشنهادی:
  •   
  • به اشتراک گذاری :
  • facebook
  •  
  • twitter
  •  
  • کلوب
  •  
  • فیس نما
  •  
  • لینکیداین
  •  
  • googleplus
  •  
  • googleplus
  •  
  • telegram
اشتراک در خبرنامه تی نیوز

با عضویت در خبرنامه تی نیوز می توانید روزانه خبرهای روز را در ایمیل خود مشاهده کنید

@

آخرین اخبار عمومیبستن

مشاهده همه اخباراخبار عمومی ←

آخرین اخبار روزنامه شهروند بستن

  • تماشاخانه

  • مومیایی: یسسسسسسس!

  • فتو طنز

  • نیمه پنهان بناهای تاریخی

  • من می خرم، تو نخر

  • راز بزرگ عمه اشرف

  • شهر فرنگ

  • اپلیکیشین «معروف» راه اندازی شد!

  • هشتگروز

  • مسعود شجاعی،لیلا حاتمی نشد!

  • تیتربازی

  • عکس نوشت

مشاهده همه اخباراخبار روزنامه شهروند←