۲۵ ساله ‍ بود که خبر از شهادت خودش داد +عکس

دریافت خبر : شنبه 30 تیر 1397 ساعت 0:41
در جولای همان سال به او گفتم: ۵ سال در دنیا زمان داری. گفت: درست است، دنیا یک پل است، اگر بدانی مرگ یک لطف است و برای کسانی که انتظار آن را می کشند، زندگی است.

سرویس جهان مشرق - ساعت یک صبح را نشان می داد که " عماد علی جابر " را از کابوسی طولانی بیدار کردم. به سرعت روی کاناپه ای که نشسته بود، جست و به سمت سجاده اش رفت، سجاده ای که سال ها بود آن را از زمین برنداشته بود. مدت ها بود که شب ها خوب نمی خوابید. دو رکعت نماز خواند و سجده طولانی رفت. نزدیک ساعت دو بود که سرش را بلند کرد و به من گفت: همان طور که گفتم من سی سال و چند روز بیشتر عمر نمی کنم. گفتم: یعنی تا جولای ۲۰۰۶ . گفت: بله. این اتفاق در زمستان ۲۰۰۱ رخ داد.
در جولای همان سال به او گفتم: ۵ سال در دنیا زمان داری. گفت: درست است، دنیا یک پل است، اگر بدانی مرگ یک لطف است و برای کسانی که انتظار آن را می کشند، زندگی است. این سخنان در چهار سال بعد نیز بین ما رد و بدل شد تا اینکه وارد اوایل سال ۲۰۰۶ شدیم. در آن سال کمتر شوخی می کرد، اما در عین حال بسیار شاد بود.
عماد زیاد حرف نمی زد و معمولاً سکوت می کرد، اما بسیار باهوش بود. یک شب بارانی در جنوب لبنان به من گفت: انگشتر عقیق و تسبیح دُر امام حسین و سجاده سفیدم را به تو می دهم. در جولای ۲۰۰۶ هر موقع که به چهره اش نگاه می کردم، به صورت غیرعادی لبخند می زند. چشمانش برق می زد. من زمان موعود را به او یادآوری می کردم، این در حالی بود که هیچ نشانه ای از جنگ وجود نداشت.

بیشتر بخوانید:
"آقای دکتر" با کلکسیونی از مجروحیت ها در یمن شهید شد +عکس
دامادی که جانشین شهید «الصماد» شد/ مرد مذاکرات انصارالله را بشناسید +عکس

یک شب قبل از عملیات اسارت نظامیان رژیم صهیونیستی ، ما در ساحل قهوه می خوردیم. شهید وسیم شریف نیز با ما بود. عماد در کنار من نشسته بود. من از سکوت و هیبت دریا ...

اخبار پیشنهادی:
loading
  •   
  • به اشتراک گذاری :
  • facebook
  •  
  • twitter
  •  
  • کلوب
  •  
  • فیس نما
  •  
  • لینکیداین
  •  
  • googleplus
  •  
  • googleplus
  •  
  • telegram
اشتراک در خبرنامه تی نیوز

با عضویت در خبرنامه تی نیوز می توانید روزانه خبرهای روز را در ایمیل خود مشاهده کنید

@