#کره_شمالی

#ترامپ

#قیمت_ارز_و_طلا

#سینما

#استخدام

#لیونل_مسی

#استقلال

#خاشقجی

#تظاهرات_پاریس

#لیگ_برتر_فوتبال

#جام_ملت_های_آسیا

#بودجه_سال_۹۸

#افزایش_حقوق_کارمندان

#طرح_ترافیک

#برجام

#سال_نو_میلادی

#پرسپولیس

#حمایت_از_کالای_ایرانی

#حوادث

کوچه اول

دریافت خبر : شنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۳۴

زن من با بقیه فرق می کند| داود نجفی| مشکل بزرگ من و پارمیدا این بود که وقتی با دوستان مجردی ام بیرون می رفتم، انقدر گریه می کرد که به غلط کردن می افتادم. آن روز مهرداد که یکی از خفن ترین دوستان مجردی ام بود، زنگ زد و گفت: «ول کن این زندگیو پاشو بریم عشقو حال.» برای اینکه پارمیدا متوجه حرف هایمان نشود، رفتم توی توالت و گفتم: «پارمیدا رو چکار کنم؟ با گریه هاش دهنمو صاف می کنه، بعدشم چطور عفت خانم با اومدنت موافقه؟» مهرداد زد زیر خنده و گفت: «زن من با بقیه فرق داره.» حالم از پارمیدا به هم خورد، باید درس بزرگی به او می دادم، برای همین رفتم دنبال مهرداد. بعد یک هفته عشق وحال، موقع برگشت به مهرداد گفتم: «وای الان میرم این پارمیدا هر چی عشق و حال کردیم و از چشمام درمیاره.» مهرداد خندید وگفت: «نگران نباش بیا بریم خونه ما.» قبول کردم و رفتیم. عفت خانم با کمربند به جانمان افتاد و ظرف کثیف های یک هفته را گذاشت جلویمان تا بشوییم. تازه فهمیدم زن خودم بابقیه فرق می کند.

[ مشاهده متن کامل کوچه اول در روزنامه شهروند ]

اخبار پیشنهادی:
loading
  •   
  • به اشتراک گذاری :
  • facebook
  •  
  • twitter
  •  
  • کلوب
  •  
  • فیس نما
  •  
  • لینکیداین
  •  
  • googleplus
  •  
  • googleplus
  •  
  • telegram
اشتراک در خبرنامه تی نیوز

با عضویت در خبرنامه تی نیوز می توانید روزانه خبرهای روز را در ایمیل خود مشاهده کنید

@