داستان یک «اعتماد»

دریافت خبر : پنجشنبه 24 اسفند 1396 ساعت 1:47

مهرنوش فکوری| روزهای اول با تردید کار را شروع کردیم با سوالی در ذهنمان که آیا می توانیم کار را به سرانجام برسانیم! وقتی پول دو کانکس جور شد و بعد از سفر کرمانشاه تصمیم گرفتیم که کار را تمام کنیم. بعد از بازگشت از کرمانشاه فیلم و نحوه انجام کار را در گروه گذاشتیم گویی که همه اعضا در سراسر کشور از دوستان شیرین عزیزم از تهران تا یزد و مشهد، همچنین دوستان عزیزم در گیلان با دیدن صحنه های خوشحالی فوزیه و کژال و آرام گرفتن دو نوزاد زلزله زده بیشتر به هیجان آمده حالا دوست داشتند سرپناه کودکان و مادران بیشتری باشند و این مسئولیت را به ما سپردند و ما نیز شرمنده مهربانی آنان. حتی خواهران حوزه علمیه آستانه اشرفیه نیز که در مرحله اول 5 میلیون به حسابم واریز کرده بودند با دیدن فیلم و عکس و تمامی مستندات دوباره خواستار مشارکت شدند و این بار نیز 2 میلیون و 400 هزار تومان واریز کردند. از طرفی دوستان شیرین از تهران تا رامسر، یزد و مشهد و حتى خارج از کشور با دیدن شفافیت و نحوه کار خواستار واریز مجدد شدند که با اولین واریزها خرید کانکس را شروع کردیم و روند کار این قدر زیبا شده بود که با هر واریزی ما بلافاصله از طریق آقای بیات (مسئولى در ارتش، مستقر در سرپل ذهاب)، خانواده نیازمند در اولویت که بیشتر دارای کودکان خردسال و زنان باردار بودند را شناسایی می کردیم و حتی بیشتر اوقات هنوز تمام مبلغ یک کانکس واریز نشده بود اما این قدر امیدوار و مطمئن بودیم که کانکس رو سفارش می دادیم و بقیه مبلغ در فاصله دو سه روزه جور می شد. حتی یک شب 5 میلیون تومان از طرف یه ناشناس واریز شد که پیش خود فکر کردیم شاید اشتباهی صورت گرفته باشد اما دوست عزیزم خانم افرند تا ...

اخبار پیشنهادی:
loading
  •   
  • به اشتراک گذاری :
  • facebook
  •  
  • twitter
  •  
  • کلوب
  •  
  • فیس نما
  •  
  • لینکیداین
  •  
  • googleplus
  •  
  • googleplus
  •  
  • telegram

آخرین اخبار عمومی

آخرین اخبار روزنامه شهروند

اشتراک در خبرنامه تی نیوز

با عضویت در خبرنامه تی نیوز می توانید روزانه خبرهای روز را در ایمیل خود مشاهده کنید

@