نقدهای داخلی بر برنامه های توسعه محمدرضا شاه

دریافت خبر : سه‌شنبه 24 مهر 1397 ساعت 20:51
نقدهای داخلی بر برنامه های توسعه محمدرضا شاه
یکی از افتخارات پهلوی ها مبنی بر توسعه ای بود که ادعای آن را داشتند، اما از داخل نظام پهلوی صدایی بلند شد که مبنی بر دورغین بودن این ادعا بود...

نمایشی بودن مدرنیته نه تنها کشور را به جلو نمی برد بلکه سرمایه های بومی را هم از بین می برد. شاه ادعای توسعه ای را داشت که الفبای آن را هم در نظام حکومتی اش رعایت نمی کرد.
مدرنیزاسیون و به طور کلی اندیشه توسعه و پیشرفت، تفکری بود که در دوران قاجار و با عباس میرزا و پس از آن، امیرکبیر آغاز شد. ناصرالدین شاه در دوران طولانی پادشاهی خود، به شکلی اولیه و ناقص در پی مدرن کردن ایران برآمد. روندی که با بروز انقلاب مشروطه وارد فاز جدیدی شد و اوج آن را می توان در دوران پهلوی مشاهده نمود. هرچند تفاوتهای آشکاری در نگاه پادشاهان قاجار و پهلوی به مدرنیزاسیون وجود دارد ولی هر دو در یک اصل که آن استبداد است، اشتراک دارند. نگاه ابزاری و سطحی پهلوی دوم به توسعه غالباً در رشد اقتصادی و ورود نهادهای برگرفته شده از سنت غربی معطوف بود؛ به همین دلیل است که این نگاه به توسعه هیچ وقت به پیشرفت منتج نشد. نگاه پهلوی دوم به فرآیند مدرنیزاسیون همچون پدر وی، تنها از طریق ارتش و نیروی نظامی قابل تصور بود به همین دلیل، محمدرضاشاه هیچ گاه اجازه نداد نهادها و تشکلهای مدنی که لازمه توسعه و مدرنیزاسیون در کشور هستند، با نظر و خواسته مردم شکل بگیرند و همواره در تمامی مسائل مملکت ورود می کرد. محمدرضاشاه با تصور اینکه ایران ملک وی و ساکنانش، مردمی بدون تفکر و نظر هستند، این اجازه را برای خود قائل بود که در جزئی ترین برنامه ها و بخشهای کشور دخالت نماید و مانند یک فرمانده ارتش نظر خود را اعمال کند. غافل از اینکه با این شیوه امکان حکومت داری وجود نخواهد داشت و حداقل در مسیر اجرای مدرنیزاسیون، ممکن نیست بدون در نظر داشتن خواسته های مردم این امر محقق شود. همین ...

اخبار پیشنهادی:
loading
  •   
  • به اشتراک گذاری :
  • facebook
  •  
  • twitter
  •  
  • کلوب
  •  
  • فیس نما
  •  
  • لینکیداین
  •  
  • googleplus
  •  
  • googleplus
  •  
  • telegram
اشتراک در خبرنامه تی نیوز

با عضویت در خبرنامه تی نیوز می توانید روزانه خبرهای روز را در ایمیل خود مشاهده کنید

@