اعترافات تکان دهنده 6 جوان اعدامی + جزییات

دریافت خبر : دوشنبه 29 مرداد 1397 ساعت 8:25
ترس از اعدام، سراسر وجودشان را می لرزاند! از وحشت این که تا دقایقی دیگر به دار مجازات آویخته می شوند، عرق سردی بر پیشانی شان نشسته بود!

آفتاب نیوز : ترس از اعدام، سراسر وجودشان را می لرزاند! از وحشت این که تا دقایقی دیگر به دار مجازات آویخته می شوند، عرق سردی بر پیشانی شان نشسته بود! گویی به همه گناه هایی می اندیشند که تاکنون مرتکب شده اند! شاید هم صحنه ای را به خاطر می آورند که چگونه عربده کشان، شمشیر به دست گرفته بودند و با ایجاد رعب و وحشت در دل رهگذران و در روز روشن به مردان «طلافروش کیفی» حمله کردند! آن ها شش نفر بودند که چهاردهم مهر سال ۹۴ و با طرح یک نقشه هولناک ، به سرنشینان یک تاکسی در بولوار فرودگاه مشهد حمله کردند وشکم مردی را با شمشیر شکافتند که بعد از ظهر با پروازی از اصفهان وارد مشهد شده بود تا حدود ۱۰ کیلوگرم طلای همراه خود را به فروش برساند اما این شش جوان تبهکار به عاقبت عمل خطرناک خود فکر نکرده بودند که با این کار «محارب» شناخته می شوند و طناب دار انتظارشان را می کشد ولی امروز(دیروز) بعد از گذشت حدود سه سال از آن ماجرا، به آخر خط رسیده بودند و قرار بود «طناب قانون» گلوی آن ها را بفشارد! سهم ۵۰ میلیونی کوچک ترین عضو باند که در زمان دستگیری ۲۱ سال داشت و زیر لب جمله غلط کردم! را بر زبان می راند، وقتی با چشمان بسته و از روی لهجه و صوت مرا شناخت، گفت: فقط «رفیق بازی» تباهم کرد! من کاسب بودم! دیگر همدستانم مرا وسوسه کردند تا در اجرای نقشه سرقت مسلحانه با آن ها همکاری کنم! نمی دانستم آخر این کار اعدام است وگرنه غلط می کردم با آن ها همراه شوم! همه این بدبختی ها زیر سر «میثم» (سرکرده باند) بود! فقط به جوانان هم سن و سال خودم می گویم شما را به خدا این رفیق بازی ها و غرور کاذب را رها کنید! تا همانند ما زندگی خود را به تباهی نکشانید! اگرچه عواملی ...

اخبار پیشنهادی:
loading
  •   
  • به اشتراک گذاری :
  • facebook
  •  
  • twitter
  •  
  • کلوب
  •  
  • فیس نما
  •  
  • لینکیداین
  •  
  • googleplus
  •  
  • googleplus
  •  
  • telegram
اشتراک در خبرنامه تی نیوز

با عضویت در خبرنامه تی نیوز می توانید روزانه خبرهای روز را در ایمیل خود مشاهده کنید

@