اخاذی شاگرد نانوا ازمردان پولدار هوسباز

دریافت خبر : دوشنبه 02 مهر 1397 ساعت 7:25
پسر جوان که برای فرار از سرخوردگی های زندگی می خواست یک شبه ره صد ساله را طی کند با اشتباهاتش آبروی دختری جوان را به حراج گذاشت.

شرم داشت دور و برش را نگاه کند. با کمک سرباز همراهش روی صندلی نشست. روی پرونده اش نوشته شده بود؛ «نام: احمد/ جرم: کلاهبرداری، اخاذی، هتک حیثیت و...»
«احمد» سرش را زیر انداخته و شروع به صحبت کرد: از وقتی خودم را شناختم جز فقر و بدبختی هیچ چیزی ندیده بودم. با سختی فراوان دیپلم گرفتم، اما پدر ۸۵ ساله و مادر ۶۰ ساله ام، پیرتر از آن بودند که بتوانند کمکم کنند تا تحولی در زندگی ام رخ دهد. می خواستم به دانشگاه بروم، اما از آنجا که پول نداشتم قید تحصیل در دانشگاه را زدم.
پدرم سال ها به سخت زندگی کردن عادت کرده بود و مادرم نیز اعتراضی نداشت، اما مشکل اینجا بود که از ما می خواست مثل او زندگی کنیم، کنار خیابان دستفروشی کنیم و خلاصه به بدبختی و زندگی سخت راضی باشیم. اما من جوان بودم و دوست داشتم به آرزوهایم برسم.
به همین دلیل دنبال کار رفتم. بعد از کلی جست و جو در یک نانوایی مشغول شدم، اما حقوقم به سختی جوابگوی هزینه های خانه، پدر، مادر و خواهر و برادرهایم بود. کم کم خسته و دلزده شده بودم و هیچ دلخوشی نداشتم. این وضعیت ادامه داشت تا به پیشنهاد یکی از دوستانم گوشی هوشمند ارزان قیمتی خریدم و وارد شبکه های اجتماعی شدم.
همه چیز برایم جذاب بود، چون در این دنیای مجازی می توانستم براحتی خودم را در قالب آنچه آرزویش را داشتم به دیگران معرفی کنم. همه حرف هایم را باور می کردند و لازم نبود برای اثبات حرف هایم سندی ارائه دهم. در آن مدت با آدم های زیادی آشنا شدم. اینکه می توانستم فارغ از واقعیت زندگی ام و فقری که گرفتارش بودم با هر کسی از هر قشری صحبت کنم برایم جذاب بود. آنقدر گرفتار این دنیای رنگارنگ شده بودم که بیشتر ساعاتم را پای گوشی می ...

اخبار پیشنهادی:
loading
  •   
  • به اشتراک گذاری :
  • facebook
  •  
  • twitter
  •  
  • کلوب
  •  
  • فیس نما
  •  
  • لینکیداین
  •  
  • googleplus
  •  
  • googleplus
  •  
  • telegram
اشتراک در خبرنامه تی نیوز

با عضویت در خبرنامه تی نیوز می توانید روزانه خبرهای روز را در ایمیل خود مشاهده کنید

@