دردهای یکسان از قرن شانزده

دریافت خبر : چهار‌شنبه 26 مهر 1396 ساعت 15:8

ایراد بزرگ هنر امروز ناتوانی در ایجاد فرمی جذاب برای کشاندن مخاطب به عمق و لذت بردن از کشف و شهود است. جایی که رسیدن به آن کار هر کسی نیست. معمولا مخاطب عام در برخورد با یک فضای هنری مدرن، یا خودش را عاجز از رسیدن به عمق و درک مطلب می بیند یا بی حوصله تر از آن است که برای لذت بردن از معنای باطنی اثر وقت و انرژی بگذارد. حال اینکه در جامعه ایرانی هنوز اکثریت با کسانی است که یا در مقابل روشنفکری گارد و تعصب ناخودآگاه دارند یا سواد و تجربه و ابزار رسیدن به سطح لازم برای لذت بردن از حرف و مفهوم واقعی اثر و همزادپنداری با هنرمند و همدلی با طرز فکرش را ندارند. با این اوضاع هنرمندی می تواند در رساندن پیام اثرش به مخاطب ایرانی موفق تر باشد که بتواند بدون کوتاه آمدن از افق دیدش، مخاطب را تا نقطه بروز اتفاق و لحظه خوردن جرقه در ذهنش جذب اثر کند. کار سختی نیست اما کار هر کسی هم نیست. این شیوه ای است که باید هر هنرمندی در کنار هنر تخصصی اش داشته باشد تا به چشم و گوش و قلب و روح مخاطب برسد وگرنه اثر دیده نشده و هنر منتشر نشده در واقع مدفون است هرچند گنجینه گران قیمتی همراه داشته باشد.
این روزها فرصتی مغتنم پیش آمد که نمایش گرترود یا روح پدر هملت را ببینیم. این حرفها را گفتم تا این نمایش را مثال بزنم. راستش رفتن سراغ شاهکار شکسپیر دل و جرات می خواهد. نمایش که شروع شد با این ذهنیت و نگاهی پر توقع چشم به صحنه و بازی ها دوختم. شروع خوبی بود. موسیقی فوق العاده و دیالوگ های قوی و فصیح، کنایه های زیرکانه و بجا و تکرارهایی که مراقب حوصله مخاطب بودند و ارجاع هایی که به حال و هوای امروزمان طعنه می زدند، همه و همه، از کاربلدی و تسلط و زیرکی ...

اخبار پیشنهادی:
loading
  •   
  • به اشتراک گذاری :
  • facebook
  •  
  • twitter
  •  
  • کلوب
  •  
  • فیس نما
  •  
  • لینکیداین
  •  
  • googleplus
  •  
  • googleplus
  •  
  • telegram
اشتراک در خبرنامه تی نیوز

با عضویت در خبرنامه تی نیوز می توانید روزانه خبرهای روز را در ایمیل خود مشاهده کنید

@