پرستار، «شمع» است برای شب تار بیمار

ایرنا یکشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۷ ساعت ۹:۵۸
روزنامه محلی پیمان یزد در شماره 4631 خود در مطلبی با عنوان پرستار «شمع» است برای شب تار بیمار به قلم محمدرضا شوق الشعرا نوشت: پرستاری کار نیست، شغل نیست، یک حس عاشقانه است.

در ادامه این مطلب آمده است: وقتی در دل شب، تنش از تب آتش گرفته و داشت می سوخت و بی تاب از تب هذیان می گفت، آنکه بالای سر کودک نشسته و مدام دستمال بر پیشانی کودک تب زده می گذاشت و دل بخواب نمی داد، با هر لرزه ای می لرزید، مادر بود، دلسوزترین پرستار.
وقتی دکترها مرد را جواب کردند، آنکه سالها در کنار مرد نشست و ذره ذره غذا را با قاشق به دهانش ریخت و برای بیشتر زنده ماندن همسرش تلاش کرد، زن بود، پرستاری که همیشه همراه با شوهرش بود، تا لحظه مرگ.
وقتی سرطان ریشه دواند و تار و پود یک مادر را در اختیار گرفت، آن که به جای مادر در کنار این زن نشست، خواهری بود، که درس پرستاری را در مکتب عشق خوانده بود.
وقتی مادر پیر و زمین گیر و دچار دردهای جانکاه مختلف شد و در بستر افتاد، آن که در همه لحظه ها همراه با مادر ماند و از او پرستاری کرد، دخترش بود.
از برادر در کما رفته، سالها خواهری که از زندگی خود گذشته بود پرستاری کرد، شب تا صبح و صبح تا شب، و بسیاری از شب ها تا صبح حتی یک لحظه هم چشم بر هم نگذاشت.
انگار خداوند زنها را برای مهرورزی و پرستاری خلق کرده است، که اگر شب زنده داری و دلسوزی و پرستاری پرستاران نبود، سلامت و بهبودی نصیب بسیاری از بیماران نمی شد و بیماران بسیاری اینک سالم و زنده نبودند.
بیمار برای پرستار، یا فرزندش هست، یا پدرش، یا مادرش، یا برادرش و یا همسرش و همه بیماران را پرستار، در قاب یکی ازین تصویرها می بیند و با دلسوزی و بدون چشم داشت مادی برای بهبودی آنان تلاش می کند.
پرستاری عشق است و خدمت به انسانهایی که نیاز به مراقبت دارند.
همه زحمات و تلاش بزرگترین متخصصان و جراحان به پرستاری ...

سرخط اخبار