اپ پویاخونه

قاضیِ تاریخ نویس!

دریافت خبر : پنجشنبه 23 شهریور 1396 ساعت 2:4

| صادق رضازاده|
پدرش سیدمهدی، روحانی بود و احترامش را همیشه در محله داشتند و به این معروف بود که دست هر کسی را می گیرد و کسی از درِ خانه اش بی نصیب بیرون نمی رود. مرتضی پسر چنین پدری بود. اوضاع مملکت یک بلبشویی بود که می گفتند انگار نفرین شده است. مجلس را به توپ بسته بودند، تهران را مشروطه خواهان فتح کرده بودند تا دوباره مشروطه را برقرار کنند، شاهان قاجار یکی پس از دیگری می رفتند و شاهزادگان می آمدند، در کوه و دشت رضاخان میرپنج به حساب خودش امنیت را برقرار می کرد و مرتضی هنوز 8 سال نداشت که دیگر او را شاه مملکت صدا می زدند. مرتضی اما پسری منزوی شده بود. می گفتند اگر بروی بیرون وبا می گیری و طاعون می افتد به جانت. او ترسیده بود، درواقع همه داشتند مرعوب بیماری ها می شدند. اما او را دیگر باید می فرستادند تا حساب و کتاب یاد بگیرد و خواندن و نوشتن. سیدمهدی شب ها که برمی گشت خانه به او قرآن خواندن یاد می داد، صوت زیبایی داشت و مرتضی هم با میل فراوان گوش می داد. او را به دارالفنون فرستادند و تا گرفتن دیپلم در دارالفنون مشغول بود. بعد رفت دانشگاه. تنها بود و تمایل چندانی به پیدا کردن دوست نداشت جز همان چندتایی که روزهای اول با آنها آشنا شده بود. وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد. هرکس از جایی آمده بود و اکثرشان یا پسر وزیر بودند یا نوه فلان السلطنه. بیشتر وقتش را در کتابخانه نسخه های خطی و اسناد تاریخی می خواند، انگار حقوق را فقط برای امرار معاش در نظر داشت اما علاقه اش جایی دیگر بود. در تاریخ دنبال هرچیزی می گشت و از مردم می خواست بنویسند. در دادگستری شروع به کار کرد و مراجعانش همه راضی بودند، می گفتند که در زمره خوشنام ترین ...

اخبار پیشنهادی:
    •   
    • به اشتراک گذاری :
    • facebook
    •  
    • twitter
    •  
    • کلوب
    •  
    • افسران
    •  
    • فیس نما
    •  
    • لینکیداین
    •  
    • googleplus
    •  
    • googleplus
    •  
    • telegram
    اشتراک در خبرنامه تی نیوز

    با عضویت در خبرنامه تی نیوز می توانید روزانه خبرهای روز را در ایمیل خود مشاهده کنید

    @

    آخرین اخبار عمومیبستن

    مشاهده همه اخباراخبار عمومی ←

    آخرین اخبار روزنامه شهروند بستن

    • تقویم تاریخ

    • این شرح بی نهایت

    • قاب کوچک

    • حوالی بازار

    • آینده نا روشن

    • از هر دری سخنی

    • دریچه

    • فوکوس

    • تماشاخانه

    • افشای پیامک برانکو به منصوریان: مرسی که هستی!

    • روزنامه نگار: ما بعد از نوشتن استرس می گیریم!

    • ستون طنز حمید بقایی در شهرونگ

    مشاهده همه اخباراخبار روزنامه شهروند←